با رفتنت عمو جان غم داده ای به یاران
اشک می ریزند شب و روز همچون سیل باران
هر لحظه ای ببینم عکس تو روبرویم
بی اختیار اشکم می ریزد از عیونم
یک لحظه هم ز یادم نمی روی تو
می جویمت عمو جان ای کاش زنده بودی
ندیدم چون عمویم کس سحنور
سخن می گفت از آل پیمبر
سخن هایش همه سنجیده بودند
برایم بهتر از گنجینه بودند
سخن هایش برایم رهنما بود
معلم بود او هم مهربان بود
بر سر زبانش هر لحظه کلام الله بود
او دوستدار محمد و علی ولی الله بود
شبها تا سحر زمزمه اش قرآن بود
کارش همه اندر طلب رضوان بود
محشور بشد با علی و آل علی
آندم که برفت بسوی جهان ابدی
عمو جان همیشه بیادت هستم
ادامه مطلب
